محمد الريشهري

62

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

گناه ، نقش گناه در ستُردن نعمت الهى و نقش گناه در فرود آمدن عذاب و نقمت خداوند و . . . و در نهايت ، آنچه باعث مىشود كه آثار گناه از صفحه ذهن و دل و زندگى پاك شود . فصل چهارم از اين باب ، درباره موضوع بسيار مهم " انحصارطلبى ( استئثار ) " است ، در مقابل " ايثار " . ابتدا احاديث هشدار دهنده از وقوع انحصارطلبى و به‌كارگيرى آن ، عرضه شده است و آن گاه از اين حقيقت ، سخن رفته است كه پيامبر خدا از انحصارطلبى دور بوده است ؛ امّا آن بزرگوار از وقوع اين حالت زشت در ميان امّتش ، بويژه حاكمان و خليفگان آن در آينده خبر داده است . به لحاظ اهمّيت موضوع ، پس از روايات ، بحثى ارجمند و خواندنى درباره گونه‌هاى انحصارطلبى و نقد و تحليل رواياتى از پيامبر خدا آمده است كه حاكمان ، انحصارطلبى خواهند كرد و مؤمنان بر اين حالت آنان ، شكيبايى مىكنند و لب به اعتراض نمىگشايند و نشان داده شده است كه بر پايه مبانى شناخت سَره از ناسَره ، اين روايات ، پايه‌اى ندارند و نمىتوان آنها را به پيامبر خدا نسبت داد . " آزاررسانى " ، موضوع فصل پنجم باب است كه با ترغيب بر جلوگيرى از " ايذا ( آزار ) " آغاز مىشود و با بيان گونه‌ها و مصاديق آن ، ادامه مىيابد و در پى آن ، بدترين انواع آزاررسانى معرّفى شده است كه از جمله آنها آزاررسانى به اهل بيت و مجاهدان و والدين و همسايه است . در فصل ششم نيز " بخل " ، چگونگى و ويژگىهاى آن آمده است . احاديث نبوى درباره " بدعت " ، ابعاد آن و لزوم دورى گزيدن از بدعت‌گذاران و مسئوليت عالمان در برابر بدعت و . . . " بطالت " و آثار ناهنجار آن ، " تهمت " و سزاى آن و حكمِ همنشينى با تهمت‌زنندگان ، در فصول بعد ، عرضه شده است . آن گاه ، از " عيبجويى " ، طعن زدن به ديگران و جستجو از كاستىهاى مردمان